Skip to main content

شعر در مورد حرص و طمع ، حرص خوردن و حرص مال دنیا

شعر در مورد حرص و طمع

شعر در مورد حرص و طمع , شعر درباره حرص و طمع , شعری درباره حرص و طمع , شعر در مورد حرص طمع
با مجموعه شعر در مورد حرص و طمع ، اشعاری زیبا در مورد حرص خوردن ، زیباترین شعر در مورد حرص مال دنیا در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار حرص و طمع

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
⇔⇔
از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص
ره ندارد در دل خرسند استسقای حرص
چین ابرو می شود سوهان دندان طمع
از ترشرویی یکی صدمی شود صفرای حرص
سنگ ره راه میکند سنگ فسان درقطع راه
خار رابال وپر پرواز سازد پای حرص
تاک را نشو و نما از قطع می گردد زیاد
ازبریدن می کشد قامت ید طولای حرص
گرچه می داند که می سوزد برای خرده ای
می زند برقلب آتش طبع بی پروای حرص
قامت خم خواب غفلت رادوبالامی کند
موی پیران را ید بیضاست درانشای حرص
بی تردد نیست زیر خاک هم جان حریص
کم نمی گردد به لنگر شورش دریای حرص
می توان کردن به شستن روی زنگی راسفید
تیرگی نتوان به صیقل بردن ازسیمای حرص
ازخس و خاشاک گردد آتش افزون شعله ور
بیشتر گردد ز جمع مال استیلای حرص
می تند در خانه های کهنه اکثر عنکبوت
بیشتر در طینت پیران بود مأوای حرص
هر که چون موج سراب از کف عنان حرص داد
می شود صائب بیابان مرگ درصحرای حرص
شعر از صائب تبریزی
⇔⇔
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
⇔⇔
لطف بسیار طمع دارم و کم می‌بینم
هستم آزرده و بسیار ستم می‌بینم
⇔⇔
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است
⇔⇔
از چشم خود ندارد ، سلمان طمع که چشمش
آبی زند بر آتش ، کان بی‌جگر نباشد
⇔⇔
ای دل نگفتمت که طمع بر کن از لبش
هر چند بی نمک نبود لذت کباب

شعر در مورد حرص خوردن

ما همچو آدم از طمع خام دست خویش
در خلد نان پخته خود خام کرده‌ایم
⇔⇔
از چشم اوحدی من خفتن طمع ندارم
تا پاسبان زاری بر بام عشق باشد
⇔⇔
من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
مگر ببینمت از دور و گام برگیرم
⇔⇔
داد از دل پر طمع چه دارم
بر خیر چرا کنم سر از داد
⇔⇔
من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
مگر ببینمت از دور و گام برگیرم
⇔⇔
شکوه بیجاست ، مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم ، آنم دادی
⇔⇔
من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
همه‌گان راه گرامی ِ آزادی را می‌شناسند
حسد جان را نمی‌گزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی‌کند
⇔⇔
به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقیقت کم ازین تاوان نیست
⇔⇔
 بی نم خجلت نمیباشد سر و کار طمع
جنس استغنا عرق دارد ببازار طمع
⇔⇔
 از حیات بی وفا یاری طمع داریم ما
در نشیب از سیل خودداری طمع داریم ما
⇔⇔
 دست از طمع بشوی که از شومی طمع
در حق خود دعای گدا نیست مستجاب
⇔⇔
 به اندودن مس خود را طمع دارد طلا گردد
دل روشن کسی کز رخت زر تاری طمع دارد
⇔⇔
 سنجیدگی ز هیچ سبکسر طمع مدار
از بادبان گرانی لنگر طمع مدار
⇔⇔
 آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع
ابر آب روی مردان است گفتار طمع
⇔⇔
تا توان کردن ز خون ما نگارین دست را
از حنا بهر چه باید کرد رنگین دست را
سینه اش از باده لعلی بدخشان می شود
هر که سازد چون سبو در خواب بالین دست را
انتظار قتل، کار عاشقان را ساخته است
تا تو می سازی بلند ای کوه تمکین دست را
بس که از دل های خونین است زلفش مایه دار
می کند در هر سراسر، شانه رنگین دست را
پای ایمان جهانی در خم لغزیدن است
بر میاور ز آستین ای دشمن دین دست را
رشته نازک، گوهر دلها ازان نازک تر است
زینهار آهسته کش در زلف مشکین دست را
بحر را سر پنجه مرجان نیندازد ز جوش
چند بر دل می نهی از بهر تسکین دست را
فرصت خاریدن سر، خواجه را از حرص نیست
کی معطل می گذارد جسم گرگین دست را
خون گریبان می درد از زخم هر دم بر تنم
تا که خواهد ساخت از خونم نگارین دست را
بر نمی دارد گل از دامان شبنم دست خویش
چون به آسانی کشد ز آیینه خودبین دست را
قمریان را عقده ای ای سرو از دل باز کن
تا به کی بیکار بتوان داشت چندین دست را
بیستون را تیشه ام در حمله اول گداخت
نیست با من نسبتی فرهاد سنگین دست را
خشک می گردد ز حیرت چون به دامانش رسد
می کنم بی طاقتی چندان که تلقین دست را
کی به خون قطره صائب پنجه رنگین می کند؟
آن که چون مرجان کند از بحر خونین دست را
شعر از صائب

شعر در مورد حرص مال دنیا

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو
یعنی طمع مدار وصال دوام را
ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش
پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را
در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالسلام را
ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبین به ترحم غلام را
حافظ مرید جام می است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخ جام را
شعر از حافظ
⇔⇔
به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
که مونس دم صبحم دعای دولت توست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست
شعر از حافظ
⇔⇔
از جهان تا رشته تابی دسترس باشد ترا
هر سر خاری درین وادی عسس باشد ترا
چند از آمیزش دریای وحدت چون حباب
پرده دار چشم کوته بین، نفس باشد ترا؟
تا تو می لرزی به تار و پود هستی همچو موج
قسمت از دریای گوهر خار و خس باشد ترا
چشم بی شرم تو سیری را نمی داند که چیست
در تلاش رزق تا حرص مگس باشد ترا
چون شرر در سنگ، بی برگی ترا دارد ضعیف
می شوی سرکش اگر یک مشت خس باشد ترا
می شوی افتاده تر، هر چند برخیزی ز جا
تا ز مردم دستگیری ملتمس باشد ترا
شرم دار از حق، منال از بی کسی چون ناکسان
کیست آخر عالم ناکس که کس باشد ترا
از گرفتاران خود، صیاد می گیرد خبر
فکر روزی، چند در کنج قفس باشد ترا
آرزو کرده است آبستن ترا همچو زنان
زان ز دنیا هر زمان چیزی هوس باش ترا
صرف در پرداز دل کن قوت بازوی خویش
در جهان تیره صائب تا نفس باشد ترا
شعر از صائب تبریزی

Comments

Popular posts from this blog

قوی شدن استخوان و دندان ها با «شیر بادام»

  قوی شدن استخوان و دندان ها با «شیر بادام» مجله دلتا/ اگرچه شیر بادام لزوما تمام خواص غذایی بادام را در خود نگه نمی دارد، اما به طور قطع می تواند در یک رژیم غذایی سالم قرار بگیرد. علاوه بر ارائه چندین ماده مغذی مهم ، ممکن است با برخی فواید سلامتی از جمله عملکرد بهبود یافته مغز تا افزایش سلامت استخوان و حتی فراتر از آن مرتبط باشد. فواید سلامتی شیر بادام پیشگیری یا مدیریت برخی از سرطان ها برخی تحقیقات نشان می دهد که شیر بادام و اجزای تشکیل دهنده آن می تواند به طور بالقوه به پیشگیری از سرطان کمک کند. به دلیل وجود چربی های تک غیر اشباع، تغذیه با شیر بادام همچنین می تواند نقش مهمی در پبشگیری از سرطان آندومتر داشته باشد. کاهش وزن شیر بادام در هر وعده، کالری بسیار کمی دارد، و این باعث می شود که یک افزودنی عالی برای رژیم کاهش وزن در نظر گرفته شود. در مقایسه با شیر بز که هر وعده آن دارای 168 کالری است، شیر بادام در هر وعده به طور متوسط دارای 40 کالری است. سلامت قلب شیر بادام مملو از چربی های سالم از جمله چربی های تک حلقه ای و چند حلقه ای است. با جایگزین کردن چربی های اشباع ش...

تعبیر خواب آب دریا ، ابن سیرین و حضرت یوسف و ماهی و دریای طوفانی و گل آلود

تعبیر خواب آب دریا تعبیر خواب آب دریا ، ابن سیرین و حضرت یوسف و ماهی و دریای طوفانی و گل آلود همگی در سایت فال و خواب.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم تعبیر خواب سایت است مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد. همانطور که می دانید خواب یکی از نشانه های بزرگ خداوند است که می دانیم که خواب برادر مرگ است و بی شباهت به مرگ نیست.موقعی که می خوابیم روح از بدن ما جدا می شود و وقتی که می میریم هم روح از بدنمان جدا می شود. بیشتر بخوانید : تعبیر خواب گاز گرفتن ، انگشت دست توسط آدم و شوهر توسط حیوان و اسب و سگ روح در خواب به آسمان می رود و به همین دلیل است که ما خواب می بینیم و گاهی رویای صادقه می بینیم.وقتی در قرآن می نگریم بارها کلمه خواب را می بینیم و این نشانه اهمیت خواب دارد. خواب در قرآن بنام حُلم آمده است و گاهی هم به صورت جمع آن یعنی احلام ، و گاهی منام و رویا.در احادیث به صورت رویا آمده است و از خواب های خوب بنام مبشرات نام برده شده است. تعبیر خواب آب دریا ابن سیرین اگر در خواب ببینی که آب بسیار گوارا از دریا می خوری ، از بزرگ و پادشاه به شما به هما...

شعر در مورد ضحاک ، شعر فریدون و ضحاک در شاهنامه فردوسی و شعر کاوه آهنگر

شعر در مورد ضحاک شعر در مورد ضحاک ، شعر فریدون و ضحاک در شاهنامه فردوسی و شعر کاوه آهنگر همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد. شعر در مورد ضحاک کاوه آهنگر می گوید با نگاهی گویا با لبانی خاموش  قصر ضحاک هنوز آباد است  تو به ویرانی این کاخ بکوش ⇔ ⇔⇔ ⇔ ⇔⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ شعر درباره ضحاک چه سان به کوه دماوند بندها بگسست چه سان فرود آمدند اساس سطوت بیداد را چه سان گسترد ؟ چو برق آمد و چون رعد چه سان به خرمن آزادگان شرر انداخت چه پشته ها که ز کشته ز کشته کوهی ساخت کجاست کاوه آهنگری که برخیزد اسیریان ستم را ز بند برهاند و داد مردم بیداد دیده بستاند گسسته بند دماوند دیو خونخواری به جامه تزویر نقابش از رخ برگیر دگر هراس مدار این زمان ز جا برخیز کنون تو کاوه آهنگری بجان بستیز و گرنه جان تو را او تباه خواهد کرد دوباره روی جهان را سیاه خواهد کرد بدی و نیکی را رسیده گاه جدال و زمان پیکار است بکوش جان من این جنگ آخرین بار است کنون شما...